السيد الخميني

503

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

اگر صاحب‌نظرى يا صاحب‌دلى بخواهد پرده از اين حجب را بردارد ، جز حمل بر غلط و خطا نكنيم . و تا در چاه ظلمانى عالم مُلك مسجونيم ، از معارف و مشاهدات اصحاب آن چيزى ادراك ننماييم . ولى اى عزيز ، اوليا را به خود قياس مكن و قلوب انبيا و اهل معارف را گمان مكن مثل قلوب ماست . دل‌هاى ما غبار توجه به دنيا و مشتهيات آن را دارد ، و آلودگى انغمار در شهوات نمىگذارد مرآت تجليات حق شود و مورد جلوهء محبوب گردد . البته با اين خودبينى و خودخواهى و خودپرستى بايد از تجليات حق تعالى و جمال و جلال او چيزى نفهميم ؛ بلكه كلمات اوليا و اهل معرفت را تكذيب كنيم . و اگر در ظاهر نيز تكذيب نكنيم ، در قلوب تكذيب آنها نماييم . و اگر راهى براى تكذيب نداشته باشيم ؛ مثل آن‌كه قائل به پيغمبر يا ائمهء معصومين - عليهم السلام - باشيم ، باب تأويل و توجيه را مفتوح مىكنيم ؛ و بالجمله ، سدّ باب معرفت اللَّه را مىكنيم . « ما رأيت شيئا إلاورأيت الله معه و قبله و فيه » « 1 » را حمل بر رؤيت آثار مىكنيم . « لم أعبد ربا لم أره » « 2 » را به علم به مفاهيم كليه مثل علوم خود حمل مىنماييم ! آيات لقاءاللَّه را به لقاء روز جزا محمول مىداريم . « لي مع الله حالة » « 3 » را به حالت رقّت قلب مثلًا حمل مىكنيم . « و ارزقني النظر إلى وجهك الكريم » « 4 » و آن همه سوز و گدازهاى اوليا را از درد فراق ، به فراق حورالعين و طيور بهشتى حمل مىكنيم ! و اين نيست جز اين‌كه چون ما مرد اين ميدان نيستيم و

--> ( 1 ) - « نديدم چيزى را مگر آن‌كه خدا را همراه آن و پيش از آن و در آن ديدم » . ( شرح اصول الكافي ، صدر المتألهين ، ج 3 ، ص 432 ؛ الحكمة المتعالية ، ج 1 ، ص 117 ؛ مرآة العقول ، ج 10 ، ص 392 ؛ شرح الأسماء ، سبزوارى ، ص 516 ) ( 2 ) - « پروردگارى كه نديدم نپرستيدم » . ( شرح اصول الكافي ، صدر المتألهين ، ج 1 ، ص 331 ؛ شرح الأسماء ، سبزوارى ، ص 200 و 516 ) ( 3 ) - « مرا با خداوند حالتى است كه هيچ فرشتهء مقرّبى و هيچ پيامبر فرستاده شده‌اى ظرفيت آن را ندارد » . ( بحار الأنوار ، ج 18 ، ص 360 . در اين مصدر « وقت » به جاى « حال » آمده است ) ( 4 ) - « ديدار وجه كريمت را روزيم گردان » . شبيه اين عبارت در دعاى سجدهء پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم آمده است : « أللّهُم‌َّإنّي أَسْئَلُكَ الرِّضا بَعْدَ القَضاءِ وَبَرْدَ العَيشِ بَعدَ المَوتِ وَلَذَّةِ النَّظَرِ إلى وَجهِكَ الكَريمِ » . ( إحياء علوم الدين ، ج 4 ، ص 469 )